داستان‌ها و یادداشت‌های خالد رسول‌پور
  صفحه اول   |   RSS   |   تماس

 

   ramzashoob@yahoo.com
  آرشیو موضوعی
♣  درباره‌ی من و رمزآشوب
♣  داستان‌ها(13)
♣  داستانک‌ها(31)
♣  یادداشت‌ها(67)
♣  ترجمه‌ها (2)
♣  از زبان دوستان (19)
♣  از زبان ديگران(18)
♣  آرشیو ده‌ ماهه مجله رمزآشوب
  آخرين مطالب سايت
♣  یک داستان سه‌بار سانسورشده!
♣  حلبچه شاهد است!
♣  شعری قدیمی از حشمت جزنی
♣  رزا لوکزامبورگ
♣  "دشمن عزیز"!
♣  داستانی از مهران بقایی: طوطی
♣  پس ادامه‌ات کو؟


معرفی کتاب

ماه سربی
نوشته: ماهزاده امیری
نشر گل‌آذین

پیوندها




در باب یک داستان سه‌بار سانسورشده!
87/2/4
...امّا سانسورچی ِ بزرگ و مهیب، بعد از انتشار داستان‌ام، ظهور می‌کند. خواننده، داستان‌ام را نمی‌خرد و نمی‌خواند!: آخر یک داستان ِ سه بار سانسورشده هم به درد خواندن و پول هدردادن می‌خورد؟...
مطلب کامل

حلبچه شاهد است!
86/12/26
... و این وطن چه بود؟ سرزمینی جعل‌شده که تا شصت هفتاد سال قبل از آن تاریخ، بخشی از خاک امپراتوری عقب‌مانده‌ی پوسیده‌ی عثمانی بود و بعدتر به دست انگلیس و فرانسه (فاتحان جنگ جهانی استعماریِ اول) از آن امپراتوری جدا شده بود و "عراق" نامیده‌شده‌بود تا سال‌های سال مرکز ِ فتنه و آشوب، و سفره‌ی خداداده‌‌ای برای آن تجاوزگران باشد...
مطلب کامل

رزا لوکزامبورگ
86/12/16
... در سال‌های بعد از مرگ‌اش، با تسلط نازیسم در آلمان و استالینیسم در شوروی و بعدتر با توسعه‌ی استالینیسم در اردوگاه شرق، رُزا لوکزامبورگ همواره در حاشیه ماند، آن‌هم بیش‌تر به عنوان یک انحراف ِ ظریف و سوء‌فهم‌شده؛ و حداکثر (همان‌طور که لنین گفته بود): به عنوان عقابی که در سطح یک گنجشک پرواز کرده بود...
مطلب کامل

پس ادامه‌ات کو؟
86/12/2
... یکی از خوبی‌های یکّه‌ی ادبیات همین است: ادبیات تقریباً هجو ِ عقل است (بر خلاف تاریخ که ادعا دارد عقلانی است). ادبیات هیچ‌وقت سراغ ِ اصل مطلب نمی‌رود و به جای گفتن ِ "جان کلام" (که عاقلانه‌تر و مقرون به صرفه‌تر است) همیشه لقمه را دور سر می‌گرداند، می‌گرداند، می‌گرداند تا کاملاً اتفاقی (و هر بار به نوعی)، خواننده بتواند "دهان‌قاپ"‌اش کند...
مطلب کامل

جمع و جورکردن وسایل
86/11/28
... همیشه پنداشتیم که می‌دانیم، و همیشه تاریخ و گذشته‌ی خویش را در عین ِ تفاخر، به کم گرفتیم و خشت‌خشت، اندیشه و فنّ غرب را بر دریای سنّت‌هایمان چیدیم و در آخر، همیشه گله‌کردیم از این‌که چرا چیزی درست و حسابی در این خراب‌شده، پا نمی‌گیرد...
مطلب کامل

تاریخ کوچک پیری
86/11/10
...اگر پیش‌تر، می‌شد چندین و چند فرزند را در یک اتاق به دنیا آورد و به ثمر رساند و در سایه‌ی آن‌ها از پیری ِ آسوده‌ای برخوردار بود، اکنون منطق و عمل جهان نو که بر مصلحت و ابزاراندیشی و مصرف و حرص ِ انباشت تکیه‌داشت، اجازه‌ی داشتن حتّی سرپناهی را نمی‌داد چه برسد به اتاقی...
مطلب کامل

روایت ِ خطا
86/10/23
...ادبیات، تکریم ِ خطاست: احترام به انتخاب ِ بیراهه، انگشتی که به دروغ اشاره‌ی راست می‌دهد. بنابراین، هر چه و هر که ادعای حقیقت مطلق دارد، با ادبیات ناسازگار است. بیهوده نیست که هر نظام برساخته‌ی مدعی کمال فکری، دشمن ادبیات است...
مطلب کامل

نومیدکردن قصه‌گو!
86/9/8
... ما داریم ناامید می‌شویم. داریم نمی‌نویسیم. داریم نمی‌خندیم. داریم فکر می‌کنیم که داریم دگرگون می‌شویم...
مطلب کامل

کلاه ژنرال‌های ترکیه و احساس باد
86/8/1
...در این میان، ژنرال‌های ترکیه، نه آن را فهمیدند و نه این را مرتکب شدند؛ و خواستند جایی در آن میانه‌ها بمانند تا عیش ماهی‌گیری‌شان از آب‌های گل‌آلود مدیترانه و مرمره و وان و دجله و فرات، نیاشوبد: هم‌چنان نهادهای دموکراتیک مدنی را سرکوب کردند، هم‌چنان کردها را کوبیدند، هم‌چنان بر قبرسی‌ها بمب و گلوله ریختند، هم‌چنان بر تحقیر دین و ایمان ِ فروخورده و نقدنشده‌ی مردمان ِ بازمانده‌ی امپراتوری‌ خلافت و جهالت پای فشردند...
مطلب کامل

شما آدرس حقیقت را می‌دانید؟ 2
86/7/5
...بد نیست ایشان کمی هم نوشته‌های منتقد برجسته‌ی ادبی ِ کمونیست، گئورگ لوکاچ را بخواند که چگونه سیر پیدایش و تحول رمان‌نویسی نویسنده‌گانی چون دانیل دفو (خالق "روبنسون کروزو"ی مدافع سرمایه‌داری)، بالزاک ( خالق رمان‌های بزرگ بورژوازی‌مدار، با آن زندگی غریب و آن حرص و آز اشراف‌خواهانه)، رودیارد کیپلینگ ( مدافع استعمار) و ... را بررسی می‌کند و به ستایش‌شان می‌نشیند.
مطلب کامل

شما آدرس حقیقت را می‌دانید؟
86/7/3
...و من دوست دارم از آقای زرافشان بپرسم که: اگر روزی "حقیقت" به قدرت برسد آیا باز هم روشنفکر باید با آن معارضه کند؟ اصلن تکلیف روشنفکر در روزگار قدرت‌رانی حقیقت و عدالت چیست؟...
مطلب کامل

لگدها بر بام!
86/5/18
...تفسیر هر حادثه‌ای بعد از وقوع آن حادثه صورت می‌گیرد، اما این به آن معنا نیست که نتوان با تفسیر یک حادثه‌ی اتفاق‌افتاده، حوادث مشابه اتفاق‌نیفتاده‌ی در آستانه‌ی اتفاق را پیش‌بینی کرد و تفسیرکرد و فهمید...
مطلب کامل

نقده: 1358
86/5/7
...و من، حالا، بیست و هشت سال بعد از آن شب، هنوز هم گیج ِ جادوی آن آب ِ جاودانه‌ام که از آن کلاه‌خود ِ بی‌سر به کامم ریخته‌شد، بزرگم کرد، آدمم کرد، فهماندم و به این‌جایم رسانید و حتا همین حالا، مثل همان شب و آن شب ِ دیگر ِ برفی، می‌دانم که همه‌ی این شب‌های دیگر را طی خواهم کرد و در شبی دیگر، همین امشب را هم برای دیگران تعریف خواهم کرد...
مطلب کامل

ایساک بابل: بهترین نویسنده‌ی متوسّط جهان!
86/3/27
هر بار كه سراغ داستان‌های ايساك بابل می‌روم ياد فيلم "ويلون‌زن روی بام" می‌افتم. بابل، روایت‌گر پرشور ِ قصه‌ها‌ی عشق و خون و تباهی ِ سرخوشانه‌ی جامعه‌ی یهودیان دو دهه‌ی نخست قرن بیست روسیه است. زبان و نثر بابل...
مطلب کامل

حتا اگر برّه‌ها وردشان را نخوانند: باز هم تروریسم ادبی!
86/3/7
... واکنش‌های خواننده‌گان و نویسنده‌گان و منتقدان به این رمان، نمونه‌های اعلای یکه‌ّای از خصائل! ما ایرانی‌جماعت است. من فکر می‌کنم که خواندن این رمان و نظرات خواننده‌گان درباره‌ی آن و شیوه‌های برخورد آنان با یک رمان، می‌تواند انسان ایرانی را به نیکوترین وجه، به خود ما ایرانی‌ها و متاسفانه به انیرانی‌ها، بشناساند...
مطلب کامل

و می‌پرسند تو را از انفال...
86/1/28
"انفال"، نام مجموعه‌ی هشت عملیات قتل‌عام جمعی کردها است که در فاصله‌ی هفت‌ماهه‌ی فوریه تا سپتامبر سال 1988، به دست حکومت فاشیستی صدام حسین انجام گرفت و در طی آن، دست‌کم یک‌صدوهشتاد هزار کُرد به شیوه‌ای سیستماتیک قتل عام، و در گودال‌های ‌جمعی در جنوب و شرق عراق، "گم‌ و گور" شدند...
مطلب کامل

چند نکته درباره‌ی "وردی که برّه‌ها می‌خوانند"
86/1/23
تازه‌ترین رمان رضا قاسمی، کلاف دوّار ِ نیمه‌کاره‌مانده‌ی از نو بافته‌شده‌ی نیمه‌کاره‌مانده‌ای از ده‌ها و صدها تصویر است؛ شاید همان کلاف "هلنا"ی ارمنی ِ رمان. و می‌دانیم که رضا قاسمی استاد تصویرسازی است. سبک خاص نویسنده در فصل‌بندی رمان و درهم‌ریختن کات‌های تصویری در برش‌های کوتاه و گاه بسیار کوتاه روایی، از سویی به تاثیرگذاری ِ این تصویرها...
مطلب کامل

ساختن بت، از بت‌شکن!
... آن‌چه در این میان، برای این متن مهم است، همین است: ساختن خدا از یک انسان یا یک اندیشه، با هدف ِ سلطه بر دیگران...
مطلب کامل

چگونه به هم نپریم؟
24/11/85
... برخی می‌پندارند که اینترنت، در عین ِ بزرگ‌داشتِ تنهایی، چه سلاح ِ دم‌ ِ دست و ارزانی است برای نابودکردن "خلوت" ِ دیگران...
مطلب کامل

همه‌ی این فینیقی‌ها!
...یک داستان‌‌نویس به چه متعهد است؟ چه کسی صلاحیت شماره‌بندی ِ اولویت‌ها را دارد؟ چه کسی می‌تواند با استناد به کدام دلیل، پرداختن به (مثلن) سانسور را، بر نوشتن ِ کابوس‌های جنسی ترجیح دهد؟ هر نوعی از نوشتن خلّاقه‌ی ادبی، در ذات خود، اعتراض به بدیهیات متعارف است. متاسفانه، این، داستان‌‌نویس نیست که می‌نویسد؛ بل‌که داستان است که نوشته‌می‌شود...
مطلب کامل

این شاهکار را آن ابله نوشته است!
... نابغه‌ای چون برتولت برشت، که شاید درخشان‌ترین چهره‌ی تئاتر جهان باشد، به گواهی مدارک و شاهدان، زن‌باره‌ای ناجوان‌مرد بود که با استفاده از نفوذش در کادر رهبری آلمان شرقی و ارتباط با سازمان‌های اطلاعاتی و سرکوب‌گر آن، برای تخفیف مجازات نویسنده‌گان ناراضی، واسطه‌گری می‌کرد و در مقابل، و به عنوان حق‌السعی، از همسران رنج‌دیده‌ی آن نویسنده‌گان،‌ سوءاستفاده‌ی جنسی می‌کرد...
مطلب کامل

گلستان سعدی: این بی‌ثمر آزاده!
... جالب است که خود شیخنا سعدی، سال‌ها در مدارس و جامع‌ها و نظامیه‌ها، به گاه ِ کودکی و نوجوانی و امرَدی،‌ تلمّذ کرده و فیض برده و توشه اندوخته. وقتی متعلّمی جزء یا شاگرد نعلبندی مظلوم یا یک نحوی گمنام، برای رسیدن به چیزی که نه آن‌وقت‌ها و نه حالا اسمی از آن نیست، آن‌همه داده و آن‌قدر کم گرفته، پس حال سعدی چه باید بوده‌باشد در دوران حکمت‌آموزی، که هم آن‌وقت‌ها و هم حالا کان ِ فضل و حکمت و تجربت بوده و هست؟...
مطلب کامل

"اورهان پاموک" به وطن خیانت می‌کند هنوز!
چهل‌و‌هشت ساعت پس از اعلام نام اورهان پاموک به عنوان برنده‌ی نوبل ادبی سال 2006، کانال‌های رنگارنگ تله‌ویزیونی ماهواره‌ای ترکیه که عادت نداشته‌ و ندارند به ادبیات بپردازند و شب‌ و روز ویترین ابتذال و مصرف‌گرایی ِ عوامانه و تقلیدی ‌ِ بی‌مایه بوده و هستند، ناگهان به خود آمده‌اند و با دعوت از بی‌شمار سیاستمداران و ادیبان سیاست‌پیشه، به لجن‌مال‌کردن چهره‌ی تابناک نویسنده‌‌ی مستقل ِ آزاده‌ی نامورشان مشغول‌شده‌اند...
مطلب کامل

نامه‌ای برای شین در همان باب
... بت‌های زمانه‌ی میان‌مایه‌گی، کم عمرند و گاه حتا کم‌تر از یک شب خدایی می‌کنند. تفاوت ما و غربی‌ها شاید در این باشد که میان‌مایه‌گی ِ آن‌ها نتیجه‌ی طبیعی پروسه‌ی درازمدت مدرنیته و عقل‌آوری ِ انسان ِ علمی بود؛ اما میان‌مایه‌گی ما، نوزاد نارس ِ علیل ِ سقط شده‌ی مخنّثی بود که مثل مثلث معروف ِ هگل ...
مطلب کامل

نامه‌ای برای "شین" در باب ادبیات مرده‌ی خودمان - 1
... از ابتذال می‌نالی. ابتذال در جامعه‌ی ادبی ایرانی. از میان‌مایه‌گی‌ها. حقارت‌ها. از باندبازی‌های ادبی. از باندبازی‌های لینکی در اینترنت. تعامل را تحقیر می‌کنی و بر وزن جماع‌اش می‌دانی. اما خود تو کسانی را که...
مطلب کامل

اسطوره‌ها و عقل رایانه‌ای
... زندگی انسان اسطوره‌اندیش، سراسر معنا و مقصود است. او خود را جزء حساب‌شده و هدف‌داری می‌داند که با یک کلّ ِ یک‌پارچه و تجزیه‌ناپذیر پیوسته‌گی دارد. هر ذرّه‌ی وجود او و دنیای اطرافش، بخشی از هارمونی ِ آفرینش است. بنابراین، هر حرکت و عمل او، معنا دارد و پیش‌تر، در ازل، نوشته‌شده است...
مطلب کامل

از کاشفان فروتن شوکران تا بشر اولیه!
... این آخرین سطرهای شعر "خطابه‌ی تدفین" ِ احمد شاملو را لابد خوانده‌اید و با صدای زیبای خود شاملو هم لابد شنیده‌اید. و لابد می‌دانید که شاملو این‌ شعر را در مدح و یادبود "خسرو روزبه" سروده است...
مطلب کامل

ادبیات شوروی در ایران - 3: سنگ کج ادبیات ایدئولوژیک
... پس اندیشه‌ی انقلابی روس که ملغمه‌ی بومی‌شده‌ای از سوسیالیسم و خشونت بود به ایران هم راه یافت و به‌سرعت گسترش پیداکرد. البته نباید از یاد برد که به موازات، اندیشه‌های فردگرایانه و لیبرال غربی هم از برکت همسایه‌گی با کشور عثمانی (که چون نعشی نیمه‌جان، آماده‌ی افتادن در دست‌های مستعمره‌چی‌های غربی بود) در ایران دامن گرفت و هنوزاهنوز (و در حال حاضر پرتوان‌تر از آن یکی) موجود است...
مطلب کامل

ادبیات شوروی در ایران - 2 : ماکسیم گورکی
در سال‌هایی که سبیل ِ کلفت ِ استالینی، نماد ِ چپ‌گرایی ِ دوآتشه و مبارزه‌جویانه بود، بی‌گمان رفقا گوشه‌ی چشمی هم به سبیل ِ باشکوه ماکسیم گورکی داشتند که سال‌های سال، پیشتاز و پیر ادبیات کارگری شمرده‌می‌شد و در کنار لنین و استالین ِ سیاست‌مدار، سمبل نویسنده‌ی آرمانی ِ ادبیات ِ کمونیستی بود. بیش از شصت سال از نخستین ترجمه‌ها‌ی آثار گورکی در ایران می‌گذرد و تاثیر او در جهت‌دهی به ذائقه‌ی دست‌کم دو نسل از خوانندگان و نویسندگان ِ ایرانی، شگرف و انکارناپذیر است (...)
مطلب کامل

ادبیات شوروی در ایران - 1
خالد رسول‌پور
... خوب... گویا آن سال‌ها، سال‌های تسلط اندیشه‌ی چپ بود؛ نه تنها در ایران، که در همه‌ی دنیا. سال‌های استقلال مستعمره‌ها و تشکیل دولت‌های ملی. سال‌های غوغای چه‌گوارا، لومومبا، دبره، عبدالناصر، نکرومه، امه‌سه‌زر، فانون، سارتر، شریعتی. سال‌های بازگشت به ریشه‌ها و دورخیز ِ آزادی. اما آن‌چه از اندیشه و ادبیات چپ در ایران نمود یافت و در اندک مدتی دیگر صداها را خفه کرد، همان قرائت رسمی و دولتی حکومت شوروی بود که تنها بر اساس مصالح و منافع دستگاه عظیم و خرفت ِ بوروکراسی آن نظام عمل می‌کرد.(...)
مطلب کامل



 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است