داستان‌ها و یادداشت‌های خالد رسول‌پور
  صفحه اول   |   RSS   |   تماس

 

   

  آرشیو موضوعی
♣  درباره‌ی من و رمزآشوب
♣  داستان‌ها(15)
♣  داستانک‌ها(31)
♣  یادداشت‌ها(87)
♣  ترجمه‌ها (3)
♣  هیچکدام(3)
♣  از زبان دوستان (23)
♣  از زبان ديگران(21)
♣  آرشیو هر هفته یک نویسنده
♣  آرشیو ده‌ ماهه مجله رمزآشوب
  آخرين مطالب سايت
♣  سین‌خوانی ِ حس‌ها!
♣  هيچكاك، زير ناخن‌هايي كه يكي‌يكي بر دسته‌ی مبل فرود مي‌آيند!
♣  یادآوری چند تز ِ پیش پا افتاده به یک دوست ِ داستان‌نویس
♣  روسیاهی ِ گذار!
♣  اوباما و صلح جنگی‌اش



دانلود مجموعه داستان
"روسپی زیر ِ ناخن"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور




نصور، آرشیو مقاله های فارسی


بخش پیوندهای سایت، در حال بازسازی می‌باشد





حسین دیلم کتولی
gandolf1332@yahoo.com - www.sayehayebad.blogfa.com

روی پیراهنم می‌نویسم: گرگ

 

دست‌هايم بوي مشق‌هاي شب گرفته
روي پيراهنم
مي‌نويسم گرگ
از نفسم گاو هاي لاغر تنوره مي‌كشند
پشت قدم‌هايم
نمازهاي شبانه
قد قامت‌الصلوة
نمي‌شوند
شكسته‌هاي اين پل
از جاجرود رودابه
قصه‌هاي درازگيسو را
ببافد
به هزار و يك شب چشم‌هايم
خواب پريان و ديو هاي بياباني
سرك بكشند
با نفس‌هاي
مادرم
پدر رستم شكست خورده با گيوه‌هاي پاره و زنبيل
زن گريخته از نفس‌هايش
بوي الكل و سيگار
و خواهري كه پستان‌هايش را به رختخواب‌هاي خيس
مي‌مالد خودش را به گربه كه گرم...
به وسوسه‌ها
دزدانه نگاه به مادر در بخار گرمابه‌هاي بي‌صابون
فرار من از دبستان
 و تابستان به عطش‌هاي تنم
نم‌نم چشمه‌هاي ييلاق
كودكي‌هايم  پر مرثيه از نوشته‌هايم
تاجريمه‌هاي تلخ
و آرزوي مصر وعزيز پدر
به خواب‌هايم
تاب...، تاب مي‌خورد سرم
به تاب‌هاي بازي امروز
تاب الكل و سيگار و افيون
گيج مي‌خورم
تاب...
تاب...
كودكي‌هايم هميشه تلخ
مي‌زنم زير آواز در مستي‌هايم
به برادري كه ندارم
كه چاك كرده دلم را
مي‌دهم
به سكوت
استفراغ...
استفراغ مي‌كنم خودم را
حالا داغ اين نگفته‌هايي كه...
مي‌ترسم منفجر شوم

 



نظر خوانندگان: 1 نظر
 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است