ترجمهی خالد رسولپور
... در کنار دامنههای آتش، به تخته سنگی تکیه میدهم و به افقی چشم میدوزم که بوی تو میدهد. آذرخشی در آسمان درز میگشاید و سرتاسر افق را میشکافد چون کودکی هراسیده سر بر دامنت مینهم و چهرهی رنگپریدهام را با شاهگیسوی بارانیات میپوشانم...
مطلب کامل
|