داستان‌ها و یادداشت‌های خالد رسول‌پور
  صفحه اول   |   RSS   |   تماس

 

   

  آرشیو موضوعی
♣  درباره‌ی من و رمزآشوب
♣  داستان‌ها(15)
♣  داستانک‌ها(31)
♣  یادداشت‌ها(87)
♣  ترجمه‌ها (3)
♣  هیچکدام(3)
♣  از زبان دوستان (23)
♣  از زبان ديگران(21)
♣  آرشیو هر هفته یک نویسنده
♣  آرشیو ده‌ ماهه مجله رمزآشوب
  آخرين مطالب سايت
♣  یوسف‌آباد خیابان سی‌ؤسوم
♣  سین‌خوانی ِ حس‌ها!
♣  هيچكاك، زير ناخن‌هايي كه يكي‌يكي بر دسته‌ی مبل فرود مي‌آيند!
♣  یادآوری چند تز ِ پیش پا افتاده به یک دوست ِ داستان‌نویس
♣  روسیاهی ِ گذار!



دانلود مجموعه داستان
"روسپی زیر ِ ناخن"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور



دانلود مجموعه یادداشت
"در آشوب رمزها"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور




مطرود


نصور، آرشیو مقاله های فارسی


بخش پیوندهای سایت، در حال بازسازی می‌باشد






تعداد عناوين: 22    فهرست به ترتيب تازگی     فهرست به ترتيب الفبايی

تاریخچه هشت مارس
88/12/14

حماسه‌ی تکامل و پوزخند ِ حیات!
87\11\7

درباره‌ی مجازات اعدام
کارل مارکس
.... آیا لازم نیست در مورد وسایل تغییر آن نظامی که تمامی این جنایات را تولید میکند ؛عمیقا اندیشید ؛ تا اینکه آهنگ ستایش دربارهء جلاد سر دهیم ؛ همان جلادی که با اعدام یکدسته از جنایتکاران ؛ جارا برای افراد بعدی باز میکند ؟...
مطلب کامل

صلاحیت نویسنده
ولف دیتریش اشنوره
... به نظرم همین کافی است که به سیاست اندیشید. در هر حال، از این دقایق که برشمردم می‌شود نوعی صلاحیت نتیجه گرفت.
مطلب کامل

وقتی که پادشاه، بازرگان است!
87/4/5

شعری قدیمی از حشمت جزنی
86/12/21

داوری
86/11/19

من بهتر از شما می‌دانم
86/6/7
...می‌گویند مردم نمی‌دانند واقعن چه می‌خواهند و در نتیجه ما با خواستن آن برای آنان، با خواستن آن به نیابت از مردم، ما چیزی را به آنها اعطا می‌کنیم که آنان با حسی مرموز، بی‌آن‌که خودشان بدانند، درک کنند این همان چیزی است که "واقعن" خواستار آن‌اند...
مطلب کامل

گزارش کالبدشکافی لنین
86/5/15
...بیماری اصلی متوفّی، تصلب عروقی منتشر است، که سبب از کارافتاده‌گی زودرس عروق شده است. تنگ‌شدن مجاری شریان‌های مغزی و اختلالات تامین جریان خون مغز که موجب نرم‌شدن کانون‌های منتشر در نسج مغزی شده‌است که می‌تواند عامل تمامی عوامل بیماری (فلج و اختلال تکلم) باشد...
مطلب کامل

حقوق بشر...
86/5/1
چند لینک درباره‌ی حقوق بشر
مطلب کامل

در رکاب خدایان
86/3/13
... این قوانین چون شکل مذهبی یافت قدسیّت پذیرفت و رفته‌رفته به‌صورت شعائر و سنن دینی در شمار معتقدات مقدّس درآمد. در جوامع متمدّن نیز تا مدّت‌های مدیدی دستورات مذهبی تنظیم‌کننده‌ی روابط اجتماعی افراد بود و هنوز هم در بسیاری...
مطلب کامل

اعتماد کن تا به تو اعتماد کنیم!
ارنست راوتر
...اولن: اعتمادکردن از مورداعتمادقرارگرفتن بسیار آسان‌تر است، و دوّمن: اعتماد همیشه از سوی ضعیف‌ترها به قوی‌ترها است و نه بالعکس...
مطلب کامل

آنتونیو گرامشی و نکوبیدن سر به دیوار
مرد عمل‌بودن من به این معنی است که می‌دانم در کوبیدن سر به دیوار، سر می‌شکند و نه دیوار. همان‌طور که می‌بینی این حرف بسیار ابتدایی و ساده است اما درک آن برای کسی که هرگز حتا مجبور نبوده فکر کند که باید سرش را به دیوار بکوبد ولی همیشه شنیده که...
مطلب کامل

و توده‌ها مثل همیشه گریه می‌کردند!
...پس بیایید شکم خود را سیر کنید، ای آدم‌خواران، خون‌آشامان، ای مردارخوارانی که از گوشت مرده تغذیه‌می‌کنید! به آن‌جا که از محراب خون می‌ریزد بنگرید؛ خون گرم و جوشان قلب جگرگوشه‌ی من، خونی که به خاطر شما ریخته‌شد! آن را سر بکشید، بلیسید و لب‌هایتان را با آن سرخ کنید! آن گوشت را از کف هم بربایید، به خاطرش نزاع کنید و آن را ببلعید؛ و دیگر مرا آزار مدهید! این تنی است که به خاطر شما داده شده‌است؛ به آن نگاه کنید، پاره‌پاره و خون‌چکان، هنوز از زندگی پرعذاب می‌تپد، از احتضار جگرسوز می‌لرزد؛ مسیحیان، این را بگیرید و بخورید!...
مطلب کامل

زنده‌باد روباه!
در میان پاره‌های پراکنده‌ی اشعار ارخیلوخوس، سطری هست که می‌گوید: "روباه بسیار چیزها می‌داند، اما خارپشت یک چیز بزرگ می‌داند."...
مطلب کامل

چند صورت مثالی
... تصویرهای خاصی در اسطوره‌های مردم بروز می‌کند و در زمان و مکان بسط می‌یابد که به معنایی واحد گرایش دارند؛ یا دقیق‌تر بگوییم تمایل به ترسیم واکنش‌های روان‌شناختی مشابه داشته و مفاهیم فرهنگی مشابهی را می‌نمایانند. چنین بن‌مایه‌ها و تصویرهایی، "صورت مثالی" نامیده‌می‌شوند...
مطلب کامل

از بوف کور خوشم نمی آید
...من اگر هم اين قدر كودن باشم كه خودم نتوانسته باشم اين چيزها را بفهمم، خيال مي‌كنم بعد از اين همه بحث و جدل كه درباره‌ي بوف کور شده و دل و روده‌اش را مثل گوسفند قرباني بيرون ريخته‌اند،‌ قاعدتن بايد يك چيزهايي فهميده باشم...
مطلب کامل

آرامش‌طلب‌های بوگندو را چهارشقه کنید!
... "همه‌ی بچه‌ بی‌ریش‌های بی‌رگ را دار بزنید! ای توده‌های ملیونی، حق‌تان را بجویید!" آن‌هایی که نه می‌خواهند کسی را جر بدهند و نه بکُشند، همه‌ی آرامش‌طلب‌های بوگندو را بگیرید و چهارشقه کنید! با هزار و یک راه کثیف، سرشان را زیر آب کنید! برای این‌که زندگی را حالی‌شان کنید، فقط دل و روده را از شکمشان، چشم را از حدقه‌هاشان و سال‌ها را از عمر نکبتی کثافت‌شان بیرون بکشید!...
مطلب کامل

هاله‌ی معنایی
85/2/22
... هر امری نخست درونی می‌شود و سپس ادراک می‌شود. در حین عمل انطباق، کم‌کم هاله‌ی‌ معنایی متن قوی‌تر و روشن‌تر می‌گردد. مقاومت ذهن، ضعیف‌تر شده و نهایتن، متن ذهن را تسخیر می‌کند. بعد از این مرحله اتساع معنایی (توجه به جزئیات، نسبت گذشته و حال... )است. یک مثال خوب برای فهم مساله‌ی انطباق، توحه به نحوه‌ی ادراک "مراثی" است. تاثیر شدید "مراثی" از آنجاست که سوژه را با مفهوم انسان کاملی که در ذهن داریم و جنبه‌ی "آرکی‌تایپی" دارد منطبق می‌کنیم. بدین سبب از مراثی کسانی که نمی‌شناسیم بیشتر لذت می‌بریم و نیز مراثی بزرگان، تاثیر بیشتری بر ما دارد، زیرا کشش انطباق قوی‌تر است. مثال دیگر در مورد شخصیت‌های داستانی است. در رمان‌های جدید هر چند «تیپ‌ها به سربازخانه‌های خود باز گشته‌اند!» (اصطلاح بهرام صادقی)، و با فرد مواجهیم، اما باز، ذهن، با انطباق آن‌ها به افراد مختلف از جمله خود، آن‌ها را تبدیل به تیپ می‌کند. با توجه به نظریه‌ی فلسفه‌ی زبان، جملات اتمی نظیر "حسن می‌میرد" تبدیل به جملات مولکولی "هر کسی می‌میرد" می‌شود (...)
مطلب کامل

پیامی که نویسنده می‌خواهد با اثرش بدهد معمولن مزخرف است!
1384/12/23
چندی پیش در استرالیا، من غفلتن هدف آتش‌باری ِ ناقدان واقع شدم، زیرا در یک سخنرانی رادیویی که در سراسر آن کشور پخش شد، جرات کردم در ضمن کفرگویی‌های دیگر، به این نکته‌ی کاملن پیش‌پا‌افتاده اشاره کنم که اثر ادبی، تا جایی که به ارزش و اعتبار هنری آن مربوط می‌شود، پیامی ندارد. این عقیده تازگی نداشت و خودبه‌خود می‌بایست بدیهی باشد. از همینگ‌وی نقل قول کردم که در پاسخ روزنامه‌نگاری که از او درباره‌ی «پیام» رمان‌هایش می‌پرسید، به بهترین وجه در بیان همین نکته گفته بود:
«در رمان‌های من پیامی وجود ندارد. هر وقت بخواهم پیامی بفرستم، می‌روم به پستخانه.»
بعضی از ناقدان استرالیایی برآشفتند که: «چی؟ یعنی در شاهکارهای ادبیات دنیا هیچ پیامی نیست؟ پس کمدی الهی دانته چی؟ پس بهشت گمشده میلتن چی؟» و می‌توانستند برای این‌که حرفشان بیش‌تر به موضوع مربوط شود، همچنین بپرسند: «پس دن‌کیشوت سروانتس چی؟»
البته بسیاری از شاعران و رمان‌نویسان خودشان تصور می‌کنند پیامی دارند که برسانند، و اغلب اوقات به معنا و اهمیت پیامشان اعتقاد شورانگیز نشان می‌دهند. ولی این پیام‌ها دارای اهمیتی به مراتب کم‌تر از آن است که پدیدآورندگان در اصل می‌پنداشتند. گاهی این پیام‌ها اشتباه یا یک‌سره بی‌مغز یا حتی زشت و مشمئزکننده از آب در می‌آیند. بیش‌تر اوقات، پس از چندی بی‌ربط می‌شوند، حال آن‌که خود آثار ادبی اگر مایه و شایسته‌گی ادبی واقعی داشته باشند، حیاتی مستقل از پدیدآورنده پیدا می‌کنند و معنای راستین و پایدارشان به نسل‌های بعد آشکار می‌گردد، هر چند خود پدیدآورنده احیانن از آن بی‌خبر بوده است (...)
مطلب کامل

داستانی با موضوع " هیچ "!
... دوست دارم کتابی بنویسم درباره‌ی هیچ؛ کتابی که بر هیچ چیزی که خارج از خودش باشد دلالت نکند؛ کتابی که بتواند به نیروی درونی ِ سبکش، روی پای خودش بایستد؛ درست بدان‌گونه که کره‌ی زمین بی‌هیچ تکیه‌گاهی خود را در فضا نگه‌می‌دارد؛ کتابی که به زحمت بشود گفت اساسن موضوعی دارد؛ یا، دست‌کم، با موضوعی که به زحمت قابل تشخیص باشد؛ البته، اگر این‌چنین چیزی اصولن میسر می‌شد.
بهترین آثار آن‌هایند که کم‌ترین جسم و ماده‌ای داشته‌باشند. هرچه بیان به اندیشه نزدیک‌تر شود، واژه به دست اندیشه خاموش‌تر می‌شود، و ناپیداتر؛ و آن‌گاه است که اثر هر چه زیباتر تجلی می‌کند. من فکر می‌کنم گذار آینده‌ی هنر از این راستا باشد(...)
مطلب کامل

بازگشت ادیسه
ناصرالدین‌شاه قاجار

 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است